Previous Months Home Archive آذر ٩٠ More ...
      center ()
دارالترجمه تخصصی ارتباط: ترجمه،تلفیق فن و هنر است by: دارالترجمه ارتباط

«ویکنت دو نیم شده» و «شوالیه ناوجود» نوشته ایتالو کالوینو، «جن»، «سال گذشته در مارین باد» و «پاک کن ها» اثر آلن رب گری یه و «دیوانه بازی» کریستین بوبن، آثاری اند که پرویز شهدی آنها را به فارسی برگردانده است. وی از سال 1366 ترجمه را آغاز و نخستین کتابی هم که ترجمه کرد «ماجراهای شگفت انگیز» از ادگار آلن پو است. این کتاب مجموعه ای از سیزده داستان است به انتخاب شارل پی یر بودلر. بودلر همه آثار پو را به فرانسه ترجمه کرده و پرویز شهدی نیز آنها را از فرانسوی ترجمه می کند. گفت وگوی این هفته ما با این مترجم است. خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)فرشاد شیرزادی :«ویکنت دو نیم شده» و «شوالیه ناوجود» نوشته ایتالو کالوینو، «جن»، «سال گذشته در مارین باد» و «پاک کن ها» اثر آلن رب گری یه و «دیوانه بازی» کریستین بوبن، آثاری اند که پرویز شهدی آنها را به فارسی برگردانده است. وی از سال 1366 ترجمه را آغاز و نخستین کتابی هم که ترجمه کرد «ماجراهای شگفت انگیز» از ادگار آلن پو است. این کتاب مجموعه ای از سیزده داستان است به انتخاب شارل پی یر بودلر. بودلر همه آثار پو را به فرانسه ترجمه کرده و پرویز شهدی نیز آنها را از فرانسوی ترجمه می کند. گفت وگوی این هفته ما با این مترجم است. می خواهم از نخستین کار شروع کنم. چگونه شارل پی یر بودلر را برای ترجمه از فرانسه انتخاب کردید؟ بودلر همه آثار ادگار آلن پو را به فرانسوی ترجمه کرد. این مترجم داستان های کوتاه «پو» را در دو سه مجموعه گرد آورد، یکی با عنوان «ماجراهای شگفت انگیز» و دیگری با عنوان «ماجراهای خنده دار و عجیب». من یکی از این کتاب ها را به فارسی ترجمه کردم. بودلر در این کار داستان هایی را که قالب هایشان نزدیک به هم اند گرد آورد، این کار سال 68 منتشر شد. پیش از این کتاب ها، ترجمه دیگری هم داشتید؟ - در سال 48 که در بلژیک بودم، دو کتاب ترجمه کردم به نام «مهتاب» و «شاعر سرگردان». کتاب ها را چگونه انتخاب می کنید؟ آن طور که باب طبع خودم است انتخاب و ترجمه می کنم. موضوع خوبی و بدی در میان نیست، همه کتاب ها خوبند و هر کسی ذوق و سلیقه و گرایشی نسبت به بعضی نویسندگان دارد. من آن سلیقه برایم مطرح نیست مهم این است که وقتی به عنوان کتابخوان می خوانم، کتاب به دلم بچسبد و چیزی از خط فکری خودم در کتاب پیدا شود تا بتوانم با آن ارتباط برقرار کنم. اگر نتوانم ارتباط بگیرم ترجمه برایم دشوار خواهد شد. تا به حال هم این کار را نکرده ام. ترجمه را چگونه شروع می کنید؟ قبل از ترجمه، کتاب را می خواندم و اگر کتابی را پیدا کردم که با آن ضوابطی که در نظر دارم جور در آمد، بدون اینکه قبلا با ناشری قراری بگذارم ترجمه اش را شروع می کنم. برایم مهمترین انگیزه، عشق به کار و بیهوده وقت تلف نکردن است. اگر حالا ناشری پیدا شد و کار را منتشر کرد که چه بهتر و اگر هم نه، من برای دل خودم ترجمه کرده ام. در کنار این ضابطه ها که شخصی است، ضوابط فرهنگی ما هم وجود دارند که ممکن است بعضی از ترجمه ها، تناسبی با فرهنگ ما نداشته باشند و نتوان آن ها را در ایران منتشر کرد. اگر چنین کتابی را ترجمه کنم برای دل خودم ترجمه کرده ام. فقط از فرانسه ترجمه می کنید؟ زبان اصلی ام برای ترجمه فرانسه است. کتاب هایی را که متعلق به نویسندگان فرانسوی نیستند، از ترجمه های فرانسه اش استفاده می کنم. آنهایی که زبانشان انگلیسی است با مقایسه متن اصلی ترجمه می کنم البته زبان اصلی ام برای ترجمه فرانسه است. زبان اصلی ام برای ترجمه فرانسه است. کتاب هایی را که متعلق به نویسندگان فرانسوی نیستند، از ترجمه های فرانسه اش استفاده می کنم. آنهایی که زبانشان انگلیسی است با مقایسه متن اصلی ترجمه می کنم کتاب هایی را که متعلق به نویسندگان فرانسوی نیستند، از ترجمه های فرانسه اش استفاده می کنم. آنهایی که زبانشان انگلیسی است با مقایسه متن اصلی ترجمه می کنم. انگلیسی را آن اندازه می دانم که بتوانم مقایسه کنم با ترجمه فرانسه و اگر به زبان های دیگر باشد، از جمله کارهای کالوینو و بوتزاتی که ایتالیایی اند، یکی از دوستانم که ایتالیایی می داند و کارش هم ویراستاری است، متن فارسی اش را به او می دهم تا مقایسه کند. اگر مشکلات و کم و کسری هایی در زبان فرانسه بود، رفع و رجوع می کنم و به ناشر می سپارم. چگونه فرانسه آموختید؟ سال ها در فرانسه بودم و تحصیلاتم هم رشته زبان و ادبیات فرانسه بود. اما انگلیسی را با کار بانکی ای که با آن سرو کار داشتم و مطالعات خودم، فرا گرفتم اما برای ترجمه از انگلیسی به فارسی تسلط کافی ندارم و ترجیح می دهم از همان فرانسه ترجمه کنم. در فرانسه کتابهای بزرگ و معروف از نویسندگان بزرگ را برای ترجمه به هر مترجمی نمی دهند. معمولا ناشرها خودشان مترجمان خوب دارند. کتابهایی را که انتخاب می کنند، می دهند به آن مترجمان. بنابراین کتابهایی که من از زبانهای دیگر ترجمه کردم توسط مترجمان بزرگی در فرانسه ترجمه شده اند و آنها هم رعایت تمام ریزه کاریهای ترجمه و امانتداری را می کنند. اما کتابهایی که به زبان انگلیسی بود مثل «شرق بهشت» جان اشتاین بک با زبان انگلیسی مقایسه اش کردم. بیشتر کتابهایی که ترجمه کرده ام اصلش به زبان فرانسه بوده است. از کتابهای «پو» هم که یکی آن موجموعه «ماجراهای شگفت انگیز» را ترجمه کردم و یکی هم داستان بلند «سرگذشت آرتور گورتون پین». ترجمه بودلر را همه منتقدها بی نقص می دانند و واقعا نیازی به مراجعه به اصل ندارد، اما همان را هم گهگاهی چون مجموعه آثارش را دارم بعضی جاها را که مشکلی یا پیچیدگی هایی داشت در حد انگلیسی ام به آن مراجعه کردم. چطور است که شما از نویسندگان مختلف و از زبانهای متفاوت ترجمه می کنید؟ فرضا از بالزاک ترجمه می کنید که کلاسیک است و از رب گری یه هم ترجمه می کنید که به اصطلاح رمان نویی است؟ - عده ای از مترجمان هستند که فقط روی یک نویسنده کار می کنند و آثار او را ترجمه می کنند. البته در ایران کمتر چنین است و شاید نتوان همه کارهای یک نویسنده را ترجمه کرد، ولی در خارج هستند کسانی که تخصص این کار را دارند و فرض کن کسی که آثار جمیز جویس یا کالوینو را ترجمه می کند تخصصش و مطالعات و تجربه اش و تمام اطلاعاتی که در مورد نویسنده و سبکش دارد روی آن است. ولی این کتابها برای من زمانش فرقی نمی کند و زبانش و نویسنده اش هم همینطور. مساله ای را که باید در نظر گرفت این است که هر مترجمی می خواهد کتابی را ترجمه کند باید آشنایی نه آن طور کامل، ولی آشنایی نسبی ای با نویسنده، سبک نوشته اش و خود کتاب داشته باشد تا بتواند خودش را در حال و هوای آن کتاب قرار دهد. زبان فارسی بیشتر برایتان اهمیت دارد یا زبان مبدأ؟ - به نظرم ترجمه هم فن است و هم هنر. فن است از آن نظر که شما باید عده ای از مترجمان هستند که فقط روی یک نویسنده کار می کنند و آثار او را ترجمه می کنند. البته در ایران کمتر چنین است و شاید نتوان همه کارهای یک نویسنده را ترجمه کرد، ولی در خارج هستند کسانی که تخصص این کار را دارند و فرض کن کسی که آثار جمیز جویس یا کالوینو را ترجمه می کند تخصصش و مطالعات و تجربه اش و تمام اطلاعاتی که در مورد نویسنده و سبکش دارد روی آن است اصولی را بدانید تا بتوانید کتابی را ترجمه کنید.یکی از این اصول تسلط عده ای از مترجمان هستند که فقط روی یک نویسنده کار می کنند و آثار او را ترجمه می کنند. البته در ایران کمتر چنین است و شاید نتوان همه کارهای یک نویسنده را ترجمه کرد، ولی در خارج هستند کسانی که تخصص این کار را دارند و فرض کن کسی که آثار جمیز جویس یا کالوینو را ترجمه می کند تخصصش و مطالعات و تجربه اش و تمام اطلاعاتی که در مورد نویسنده و سبکش دارد روی آن است نسبی داشتن روی دو زبان است، چون اگر مترجم روی زبان مبدأ تسلط نداشته باشد و نتواند نوشته را درک کند خواه ناخواه نمی تواند اثر را به زبان مادری اش برگرداند. این درک هم به نظرم یک درک کلی نیست که شما فقط یک کتاب را بخوانید و داستان را بفهمید.باید وارد ریزه کاری ها شوید، ممکن است یک چیزهایی اش را ندانید چیست. بنابراین مترجم نه تنها باید متن را درک کند، بلکه تمام ریزه کاریها و جمله ها و اصطلاحاتی که به کار می برد باید اولاٌ بفهمد آن را و بعد معادلهایش را در زبان ترجمه پیدا کند. مثلاٌ اگر در زبان فرانسوی می گویند طرف از خجالت مثل گل سرخ و یا آهن تفته شد بداند که ما در زبان فارسی می گوییم مثل لبو سرخ شد. این اصلاحات خیلی مهم است و بعد هم پیاده کردن جمله ها، یعنی به طور کلی مترجم باید طوری ترجمه کند که وقتی یک فارسی زبان ترجمه را می خواند همان درک و برداشت را داشته باشد که یک فرانسوی یا یک انگلیسی یا آلمانی از همان متن اصلی دارد. البته این کار آسانی نیست و بسیار مشکل است و هیچ کس هم نمی تواند ادعا کند که من صد در صد این کار را کرده ام، چون کار بی عیب و نقص پیدا نمی شود، هر کاری نسبی است. یک مترجم خودش را موظف می داند آن کتاب را چند دفعه بخواند و اگر دفعه اول و دوم برایش جا نیفتاد چند دفعه بخواند و به تمام زوایایش پی ببرد و تمام نکات پیچیدهاش را با مراجعه به فرهنگهای لغات در آورد... مشکلاتتان را در زبان فرانسه چگونه بر طرف کردید؟ - می توانم بگویم از دوره دبیرستان با زبان فرانسه سر و کار داشته ام. پیش زمینه ای از زبان فرانسه داشتم و در دانشگاه تهران هم همین رشته را دنبال کردم و بعد که به پاریس رفتم برای فوق لیسانس به دانشگاه سوربن رفتم، منتها گرفتاری های کاری دیگر اجازه نداد تا آخر ادامه بدهم. شما وقتی پیش زمینه نسبتا عمیقی دارید به موارد استثنایی بر می خورید. مواردی که جزو ریزه کاری های نویسنده است. چه سالهایی فرانسه بودید؟ - سال 53 تا 63 فرانسه بودم. برای چه کاری فرانسه بودید؟ - در شعبه بانک ملی مأموریت داشتم. ابتدا قرار بود چهار ساله بروم و بعد دیگر انقلاب شد و سفر من هم 10 سال شد. آنجا هم ارتباطم را با کتاب ادبیات و مسائل ادبی و اینها حفظ کردم. مجله ها و روزنامه هایی را که منتشر می شد می خواندم، اما به خاطر گرفتاریهای محیط کار ارتباطم کمتر بود، به طوری که نمی توانستم دنبال ترجمه بروم. کاری که ترجمه شده باشد چقدر رغبت دارید آن را ترجمه کنید؟ - تا مدتها قبل من این کار را نمی کردم و سعی می کردم کتابهایی را که ترجمه نشده انتخاب کنم. یکی از عامل ها متأسفانه سختگیری هایی است که برای انتشار کتابها می شود. کتابهایی که قبلا ترجمه شده از فیلترهایی گذشته اند. اما انگیزه اصلی من برای ترجمه در مورد کتاب هایی است که هم زبانش الان عوض شده و هم کتاب در دسترس نیست. مثلا «شرق بهشت» جان اشتاین بک کتابی بود که سی چهل سال پیش ترجمه شد و دیگر هم چاپ نشد. در حالی که دو سه سال پیش من در روزنامه ای ایرانی خواندم که جزو 10 کتاب پر خواننده کتابهای سال امریکاست و خب واقعاً هم همین هست.کتابهایی که ترجمه اش مدتی گذشته و یا زبان عوض شده -چون زبان هم مثل هر چیز دیگری در حال تحول است- نیاز به ترجمه دوباره دارد. کتابی که پنجاه شصت سال پبش ترجمه شده اگر دوباره آن را بخوانید خیلی چیزهای آن غیر عادی است. مثلا کتابی را می خواندم که ترجمه اش برای شصت سال پیش بود. زبان امروز بیشتر به زبان محاوره ای نزدیک شده به نظرم ترجمه هم فن است و هم هنر. فن است از آن نظر که شما باید اصولی را بدانید تا بتوانید کتابی را ترجمه کنید.یکی از این اصول تسلط نسبی داشتن روی دو زبان است، چون اگر مترجم روی زبان مبدأ تسلط نداشته باشد و نتواند نوشته را درک کند خواه ناخواه نمی تواند اثر را به زبان مادری اش برگرداند تا آن زبان فاخر و زبان پیچیده و الفاظی که در قدیم رسم به نظرم ترجمه هم فن است و هم هنر. فن است از آن نظر که شما باید اصولی را بدانید تا بتوانید کتابی را ترجمه کنید.یکی از این اصول تسلط نسبی داشتن روی دو زبان است، چون اگر مترجم روی زبان مبدأ تسلط نداشته باشد و نتواند نوشته را درک کند خواه ناخواه نمی تواند اثر را به زبان مادری اش برگرداند بود. حالا متن هایی هست که مربوط به گذشته اند.این متنها ایرادی ندارد. پس این دو عامل برایم مطرح است یکی اینکه کتاب زبانش کهنه شده و اینکه دور از دسترس خواننده است. حتی اگر تجدید چاپ هم بشود باز به درد امروز نمی خورد. کتابی را خواندم که همین طور بود. الان اگر دست شما بدهم نمی توانید آن را بخوانید. کسل کننده است. لغات زیادی دارد. آن موقع مثلا رسم بود واژه های مترادف را با هم می آوردند، مثلا خوب و قشنگ جسور و دلاور در حالی که دیگر الآن این طوری نیست و در متن اصلی هم این طور نیست. آیا فقط لازم نیست آن اثر بازنویسی شود؟ - چرا اگر خود مترجم این کار را بکند، چه بهتر. ولی وقتی مترجم این کار را نکرد و کتاب به همان شکل ماند و منتشر هم نشد، دیگر این کتاب فراموش شده است. همین «شرق بهشت» را شاید خیلی از جوانها اسمش را نشنیده باشند. در حالی که بهترین اثر جان اشتاین بک است و از آثار برگزیده دنیاست. از ترجمه های دیگر هم استفاده می کنید؟ - نه. مواقعی یک اسم هایی خاص است یا یک موردهایی پیش می آید مثل اسم یک درخت یا گیاه .در کتاب لغت شاید معنی ان را یک چیز نوشته باشد و در فرهنگ انگلیسی به فارسی یک جور دیگر در چنین مواقعی باید دید نظر مترجم چه بوده است. مرزی هم بین ترجمه لفظ به لفظ و ترجمه آزاد قائل می شوید؟ - ترجمه آزاد یعنی اینکه مترجم پاراگرافی را می خواند و آن چیزی را که فهمیده به فارسی بر می گرداند. ترجمه لفظ به لفظ هم این است که یک جمله را بگیرید تمام آن چیزهایی را که به کار برده بنویسید. به نظرم نه این درست است و نه آن، چون ترجمه آزاد باعث می شود چیزهایی از قلم بیفتد و برداشتهایی را مترجم دارد که دیگری ندارد و یا دقیقاٌ همان چیزی نباشد که نویسنده می خواسته بگوید. ترجمه لفظ به لفظ هم با زبان فارسی جور در نمی آید. پس باید طوری باشد که با رعایت امانتداری در ترجمه اصلی شما بیایید. مشکلاتتان را در زبان فارسی چطور برطرف می کنید؟ کار نویسندگان ایرانی را دنبال می کنید؟ - گهگاهی اگر فرصت کنم کارهای نویسندگان ایرانی را می خوانم. خوشبختانه هشت قرن پیش زبان فارسی با سعدی به اوج رسید که دیگر از آن بالاتر نمیتواند برود ولی در عین حال این ماجرا چندان هم خوب نیست. چون زبان دیگر متوقف می ماند یعنی هیچ کس بعد از سعدی نتوانسته زیباتر، کاملتر و فصیح تر فارسی را بنویسد. کسی که می خواهد زبان فارسی را خوب یاد بگیرد حتما باید سعدی را بخواند، فردوسی را بخواند حافظ را بخواند، حتی نثر قدیم را بخواند. یکی از شگفتی های زبان فارسی است که شعر رودکی را در یازده قرن پیش مردم هنوز همان طور می فهمند. کار مترجمان قدر اول فارسی هم به زبان فارسی کمک می کند. چه کارهای در دست انتشار دارید؟ - یکی «در غرب خبری نیست» نویسنده آلمانی اریش ماریارومارک است که من «طاق نصرت» را از او ترجمه کردم. او نویسنده ای بود که برای نخستین بار کتابی نوشت و پلیدی ها و زشتی های جنگ را نشان داد. این کتاب 65 سال پیش برای اولین بار به فارسی ترجمه شد و یک بار هم 45 سال پیش در قطع کتابهای جیبی ترجمه شد. این را من ترجمه کردم. یک ترجمه هم بنا به درخواست ناشر از ربکا نوشته دافنه دوموریه ترجمه کرده ام که اخیرا منتش شده است. دو کتاب هم برای اولین بار کتابهای غیر رمان هستند که ترجمه کرده ام از یک تاریخدان انگلیسی به نام آنتونی بی وور که الان هم زنده است. 


منبع: خبرگزاری کتاب


lo   ورود به دارالترجمه تخصصی ارتباط ol   

دارالترجمه | ترجمه | دارالترجمه مترجم خوب دارالترجمه | ترجمه | دارالترجمه فقه دارالترجمه | ترجمه | دارالترجمه ترجمه شفاهی دارالترجمه | ترجمه | دارالترجمه اموزش زبان دارالترجمه | ترجمه | دارالترجمه به موزیک دارالترجمه | ترجمه | دارالترجمه مترجم حرفه ای دارالترجمه | ترجمه | دارالترجمه ترجمهدارالترجمه | ترجمه | دارالترجمه ترجمة فوریة دارالترجمه | ترجمه | دارالترجمه ترجمه متون انلاین دارالترجمه | ترجمه | دارالترجمه دیکشنری دارالترجمه | ترجمه | دارالترجمه مترجم پارس دارالترجمه | ترجمه | دارالترجمه چگونه متن ترجمه کنیم؟ دارالترجمه | ترجمه | دارالترجمه حقوق کار در دارالترجمه دارالترجمه | ترجمه | دارالترجمه ترجمه دارالترجمه | ترجمه | دارالترجمه ووبلاگ های ترجمه متن دارالترجمه | ترجمه | دارالترجمه دار الترجمه دارالترجمه | ترجمه | دارالترجمه طبخات بالدجاج دارالترجمه | ترجمه | دارالترجمه ترجمه رسمی دارالترجمه | ترجمه | دارالترجمه ترجمه دارالترجمه | ترجمه | دارالترجمه مقالات انگلیسی شبکه دارالترجمه | ترجمه | دارالترجمه بانک مقاله انگلیسی با ترجمه فارسی دارالترجمه | ترجمه | دارالترجمه ترجمه پوسته وردپرس دارالترجمه | ترجمه | دارالترجمه مقالات انگلیسی مهندسی صنایع دارالترجمه | ترجمه | دارالترجمه پینگلیش به فارسی دارالترجمه | ترجمه | دارالترجمه استخدام مترجم و خبرنگار دارالترجمه | ترجمه | دارالترجمه ترجمه زبان دارالترجمه | ترجمه | دارالترجمه گوگل ترجمه دارالترجمه | ترجمه | دارالترجمه شبکه های بدون سیم دارالترجمه | ترجمه | دارالترجمه ترجمه کتاب manual php دارالترجمه | ترجمه | دارالترجمه نیاز به مترجم دارالترجمه | ترجمه | دارالترجمه ترجمه متن دارالترجمه | ترجمه | دارالترجمه داستان کوتاه انگلیسی دارالترجمه | ترجمه | دارالترجمه معرفی رشته مترجمی زبان انگلیسی دارالترجمه | ترجمه | دارالترجمه سه بعدی ساز دارالترجمه | ترجمه | دارالترجمه

  Comments ()
Recent Posts دارالترجمه تخصصی ارتباط: ترجمه (translation) دارالترجمه تخصصی ارتباط: ترجمه،تلفیق فن و هنر است English to Persian Translation Service به پرشین بلاگ خوش آمدید
My Tags english to persian translation service (۱) farsi to english translation service (۱)
My Friends   کلوب مدیران و متخصصان My Pardis